زندگی زیباست
بس كه لبريزم از تو مي خواهم
چون غباري ز خود فرو ريزم
زير پاي تو سر نهم آرام
به سبك سايه تو آويزم
آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه نا پيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست
خوب بعد این مدت یکنواختی چهارشنبه قرار شد بریم شاهرود که رفتیم با عمو ورضاو پسر عمو ها خوب موقع کوچ بود بعد از ظهر چهار شنبه رفتم زنبورستان عمو تنها بود رسیدم دیدم حسابی خسته شده لباسا رو هم عوض نکردم رفتم تو کار کندوها رو ردیف کردیم که باز امشب داد ابوذر در نیاد چون طاقت نیش خوردن رو نداره این بچه دم دمای غروب بود که رضا هم رسید این بچه کاراش همیشه دقیقه نودیه..
ساعت هشت ماشینا رسیدن و شروع کردیم به بار کردن و طبق معمول بگو بخند ها هم شروع شد در این حین بود که از یه کندو لشکر مهاجمین ریختن بیرون ...رضا جیم کرد من روی ماشین واستادم و البته نتیجش این بود که چند تا نیش نوش جان کنم
عمو سریع جلوشون رو بست و بالاخره بار زدن تموم شد و حرکت به سمت شاهرود و مجن ...
۲ صبح رسیدیم مجن و بار رو خالی کردیم بعد نماز رو خوندیم و تخت خوابیدیم ...خواب اونجا می چسبه ساعت ۱۱ بود که رضا رو با مشت و لگد بیدار کردم و رفتیم بعد از صبحونه یه بازدیدی کردیم و بعد نهار رفتیم خونه پسر عمو توی شاهرود ...توی راه به یه باغ زدر الو رسیدیم رفتیم با بچه ها تو باغ و با اجازه صاحب باغ زرد الو جمع کردیم محمود زیادی خورد گمونم چون رفت تو ماشین نشست و دیگه بیرون نیومد ...
هیچی اونجا قرار شد شب بریم ابشار شاهرود ...غروب که شد حرکت کردیم به طرف ابشار ..جای با صفاییه رفتیم بالا از اونجا می شد همه چراغای شهر رو دید نمایی مثل زیبا شهر گرگان رو داره البته به اونجا که نمی رسه رفتیم بالا و یه فرش انداختیم و رضا هعم بساط چایی رو ردیف کرد ... یه یکساعتی اونجا بودیم و صفا شد بالاخره...خیلی شلوغ بود ...اخر شب برگشتیم مجن و رفتیم تو بنه یکی از بچه خوابیدیم
مجن یه منطقه کوهستانیه که پر از گون و اویشن و گلهای کوهیه و هوای خیلی خوبی داره تقریبا می شه گفت سرده لااقل شباش که اینطوریه و ما یخ می زدیم ..مردم اونجا هنوز تو قالب سنتی زندگیشون هستن و اکثرا دامدار و کشاورزن و خیلی ساده تو خونه های گلیشون زندگی می کنن ...خونه هاشون بوی خاک و سادگی می ده ...در کل ادمای خون گرمی هستن ....هنوز باغای گیلاس اونجا نرسیدن قرار شد چند هفته دیگه بریم گیلاس خورورن
این سفر هم خیلی خوب بود و لازم
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی


